زن:همسرم يادت مياد اولين باري که ازم خواستگاري کردي،خواستگاريتو رد کردم؟
شوهر گفت:من تموم عمر،اون خاطره ي خوشو فراموش نمي کنم!
نماز وحشت
زن بداخلاقي از شوهرش پرسيد:نماز وحشت را چه موقع مي خوانند؟شوهر گفت:هر وقت جمال مبارک سرکار عالي ديده شود!زن گفت:خيييييييييييييييييييلي ممنون!
داماد فراري
بچه:پدرجان!چرا جلوي خانه هايي که مراسم عروسي است،پاسبان مي گذارند؟
پدر:براي اينکه داماد فرار نکند
ديوونه
زن:اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟شوهر:ديوونه مي شم.زن:دروغ مي گي،يه زن ديگه مي گيري.
شوهر:نه،مطمئن باش که اون قدر هم ديوونه نمي شم!
احمق پنجمي
مردي زن بيوه اي گرفت که براي چهارمين مرتبه شوهر کرده بود.در بيماري سختي که مرد دچار شد،زن بر بالينش گريه مي کرد و مي گفت:اگر تو از اين جهان بروي،مرا به که مي سپاري؟مرد سر برداشته و گفت: به احمق پنجمي!