تبليغاتX
poore وبلاگ هزارچهره -
یارو كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ يارو يقشو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!

يکی جونش به لبش می رسه،تف می کنه ميميره..........

يه يارو شراب ميخوره شنگول ميشه گرگه ميخورتش
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 17:34 توسط |